محمد باقر شريعتى سبزوارى

225

تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )

پديد مىآيد در اين شعر شيخ : اول ارديبهشت ماه جلالى * بلبل گوينده بر منابر قضبان بر گل سرخ از نم اوفتاده لآلى * هم‌چو عرق بر عذار شاهد غضبان و مانند تشبيه حالت دل سخت معشوق و اشك عاشق ، كه فقط اشك فراوان عاشق مىتواند دل سخت معشوق را تكان بدهد و تسليم كند ، به حالت سنگ‌هاى صحرا و سيل ، كه فقط سيل مىتواند آن سنگ‌ها را از جا بكند و تا لب دريا بغلتاند ، در اين شعر خواجه : دل سنگين تو را اشك من آورد به راه * سنگ را سيل تواند به لب دريا برد و البته هر يك از تشبيه و استعاره اقسام و انواع متعددى دارد . طالبين بايد به كتب فن بلاغت مراجعه كنند . چيزى كه تذكرش در اين‌جا لازم است اين است كه تشبيه ساده اختصاص ندارد به مورد اعتباريات و تخيلات شاعرانه ، بلكه در مقام بيان حقايق و مسائل نظرى نيز مىتوان از آن استفاده كرد ؛ مثل اين‌كه وقتى كه مىخواهيم در درس جغرافى شكل كروى زمين و فرورفتگىهاى قطبين را به آسانى به شاگرد تعليم دهيم زمين را تشبيه مىكنيم به يك سيب كه هم كروى شكل است و هم در دو طرف فرو رفتگى دارد . و اما تشبيه بليغ و استعاره و تمثيل اختصاص دارد به تخيلات شاعرانه و اعتباريات ، نه ادراكات حقيقى كه منعكس كنندهء واقعيات است . اكنون اگر دانشمندى كه از نقطه نظر واقع‌بينى به تميز و شناخت مطابقت و عدم مطابقت مفاهيم و تشخيص صدق و كذب قضايا مىپردازد با اين مفاهيم و قضاياى استعارى روبه‌رو شود ، البته مفردات آن‌ها را غير مطابق با مصاديق و مركبات و قضاياى آن‌ها را كاذب تشخيص خواهد داد ، زيرا مطابق خارجى كلمهء « شير » جانور درنده مىباشد نه انسان و مطابق واژهء « ماه » كره‌اى است آسمانى نه خوب‌روى زمينى و به همين قياس . . . ؛ چنان‌كه اگر كلمهء شير يا ماه را بىعنايت مجازى و بدون توجه به مشابهت‌ها در مورد سنگ به جاى واژهء « سنگ » استعمال كنيم غلط خواهد بود ( بىمطابقت ) ، يا اگر بگوييم : « گاهى كه آفتاب بالاى سر ما مىباشد شب است » دروغ خواهد بود ( بىمطابقت ) .